الفيض الكاشاني

106

ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )

حركات از ايشان صادر مىشود كه شبيه مىباشد به لعب و استهزاء ، و آن را « عبادت » نام مىكنند و با ذكر خدا كه عبادتست مىآميزند ، با آنكه كيفيت عبادت بايد كه از صاحب شرع رسيده باشد و امثال اين حركات ، نرسيده كه عبادت باشد ، بلكه خلافش رسيده . و در كتاب كافى از امام محمد باقر - عليه السلام - روايت كرده كه شخصى گفت به آن حضرت كه قومى هستند كه هر گاه چيزى از قرآن مذكور مىشود ، يا به آن حديث مىكنند ، يكى از ايشان بىهوش مىافتد ، به حدى كه مىبينم اگر دستها يا پاهايش را ببرند با خبر نمىشود از آن ، حضرت فرمود « سبحان اللّه ، از شيطانست به اين قسم چيزى كه مدح كرده شده‌اند نيست ، آنچه پسنديده است مگر نرم شده و رقت دل و ريختن اشك و ترس خداى ، بلى اگر چنين حالتى بىاختيار از كسى سر زد ، معذور خواهد بود » « 1 » . چنان كه از حضرت صادق - عليه السلام - نقل كرده‌اند كه آن حضرت را در اثناى تلاوت قرآن بيهوشى دست مىداد . و از همام نقل كرده‌اند كه چون صفت متقيان را از امام متقيان شنيد ، بيهوش شد و در آن بيهوشى وفات يافت « 2 » - رضوان اللّه عليه - اما اين حالت بسيار بسيار نادر مىباشد ، و همه كس را ميسر نيست . و از جمله امور شنيعه اين طايفه : خواندن اشعار و گفتن سخنا نيست كه مشتمل است بر شطح و طامات ، و معنى محصلى ندارد ، و مثل اينكه : همه چيز يكيست و مانند آن كه خود نيز نمىفهمند ، بلكه از ديگران شنيده و به تقليد فرا

--> ( 1 ) - كافي ج 2 ص 617 : عن ابي جعفر عليه السلام قال : قلت : ان قوما اذا ذكروا شيئا من القرآن او حدثوا به صعق احدهم حتى يرى ان احدهم لو قطعت يداه او رجلاه لم يشعر بذلك ؟ فقال : سبحان اللّه ذاك من الشيطان ما بهذا نعتو انما هو اللين و الرقعة و الدمعة و الوجل . ( 2 ) - رك : نهج البلاغه فيض الاسلام ص 618 .